حضور دکتر شهلا دانایی و تیم مرکز درمان ناباروری دانامهر در
در ادامه رویکرد مرکز درمان ناباروری دانامهر برای آشنایی مستمر با تازهترین دستاوردهای علمی و روشهای نوین در حوزه پزشکی تولیدمثل، دکتر شهلا دانایی، مؤسس کلینیک دانامهر، به همراه تیمی از مجموعه دانامهر در ورکشاپ تخصصی «پروتوکینتراپی در ناباروری» شرکت کردند.
این ورکشاپ توسط شرکت زانا بنیادین طب و با ارائه دکتر کامران منصوری برگزار شد و در آن، مبانی علمی پروتوکینتراپی، سازوکارهای مرتبط با التهاب و بازسازی بافت، تفاوت این روش با PRP و زمینههای مورد توجه برای استفاده از رویکردهای پزشکی بازساختی بررسی شد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده در وبسایت رسمی شرکت زانا بنیادین طب، دکتر کامران منصوری مدیرعامل این شرکت، دارای دکترای پزشکی مولکولی از دانشگاه علوم پزشکی تهران و از اعضای دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه است. در معرفی رسمی منتشرشده از سوی این شرکت همچنین از ایشان بهعنوان رئیس مرکز تحقیقات پزشکی و زیستی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه یاد شده است.
پروتوکینتراپی چیست؟
پروتوکینتراپی یکی از روشهای مبتنی بر فرآوردههای اتولوگ خون است؛ به این معنا که ماده مورد استفاده از خون خود فرد تهیه میشود. اساس این رویکرد، تهیه سرمی حاوی مجموعهای از عوامل زیستی، از جمله فاکتورهای رشد و عوامل تنظیمکننده التهاب است.
شرکت زانا بنیادین طب پروتوکین را روشی مرتبط با حوزه پزشکی بازساختی معرفی میکند و منشأ این فناوری را به روش Orthokine توسعهیافته در آلمان مرتبط میداند.
هدف اصلی در چنین رویکردهایی، استفاده از ظرفیتهای زیستی بدن برای تنظیم محیط التهابی و فراهمکردن شرایط مناسبتر برای ترمیم و بازسازی بافت است. به همین دلیل، بررسی فرآوردههای اتولوگ خون در سالهای اخیر فقط به حوزههایی مانند ارتوپدی یا ترمیم زخم محدود نمانده و توجه پژوهشگران حوزههای مختلف پزشکی، از جمله پزشکی تولیدمثل، را نیز به خود جلب کرده است.
چرا «التهاب» در پروتوکینتراپی اهمیت دارد؟
یکی از محورهای اصلی توضیح مکانیسم پروتوکین در منابع زانا بنیادین طب، نقش اینترلوکین ۱ یا IL-1 در فرایندهای التهابی است.
IL-1 یکی از پیامرسانهای مهم سیستم ایمنی است که میتواند در آغاز و تداوم پاسخهای التهابی نقش داشته باشد. در مقابل، بدن مادهای به نام آنتاگونیست گیرنده اینترلوکین ۱ یا IL-1Ra تولید میکند که با اتصال به گیرندههای مربوطه میتواند فعالیت التهابی IL-1 را تعدیل کند.
در اطلاعات فنی منتشرشده از سوی زانا بنیادین طب، افزایش IL-1Ra یکی از ویژگیهای اصلی سرم حاصل از فرایند پروتوکین عنوان شده است.
از دیدگاه پزشکی تولیدمثل، اهمیت این موضوع به ماهیت بسیار پیچیده محیط رحم بازمیگردد. لانهگزینی جنین نیازمند برقراری یک تعادل دقیق میان فرایندهای ایمنی، التهابی، هورمونی و سلولی است. انجمن پزشکی تولیدمثل آمریکا نیز در بررسی درمانهای ایمنی مرتبط با IVF تأکید کرده است که لانهگزینی موفق به آندومتر پذیرنده و سطح تنظیمشدهای از التهاب موضعی وابسته است و اختلال در پیامرسانی سلولی و ایمنی میتواند در برخی موارد شکست لانهگزینی نقش داشته باشد.
این موضوع یکی از دلایلی است که امروزه تنظیم محیط التهابی رحم به یکی از زمینههای مورد مطالعه در پزشکی تولیدمثل تبدیل شده است.
نقش فاکتورهای رشد در رویکردهای بازساختی
بخش دیگری از مکانیسم مورد توجه در پروتوکین، فاکتورهای رشد است.
پلاکتهای موجود در خون مخازنی از مولکولهای زیستی هستند که پس از فعالشدن میتوانند فاکتورهای رشد مختلفی آزاد کنند. این عوامل در بسیاری از فرایندهای طبیعی بدن از جمله تکثیر سلولی، ترمیم بافت، تشکیل عروق و بازسازی نقش دارند.
در فرایند تهیه پروتوکین نیز از فعالسازی اجزای خون برای بهدستآوردن سرمی حاوی این عوامل استفاده میشود. شرکت زانا بنیادین طب در توضیح مکانیسم این محصول، فعالشدن پلاکتها و آزادسازی فاکتورهای رشد را یکی از بخشهای مهم این فرایند معرفی کرده است.
وجود همین عوامل بازساختی سبب شده است که فرآوردههای مشتق از خون، از جمله PRP و انواع سرمهای اتولوگ، در پژوهشهای پزشکی بازساختی مورد توجه قرار گیرند.
در پزشکی تولیدمثل نیز پژوهشهایی درباره استفاده از درمانهای بازساختی در شرایطی مانند آندومتر نازک مقاوم به درمان و برخی موارد شکست مکرر لانهگزینی انجام شده است. مرورهای علمی جدید نشان میدهند که این حوزه در حال توسعه است، اما برای تعیین دقیق اثربخشی، انتخاب بیمار مناسب و تأثیر آن بر پیامدهای نهایی مانند تولد زنده، همچنان به مطالعات بالینی بزرگتر و باکیفیتتر نیاز است.
سرم پروتوکین چگونه تهیه میشود؟
در وبسایت رسمی زانا بنیادین طب مراحل تهیه پروتوکین بهصورت مشخص توضیح داده شده است.
طبق پروتکل منتشرشده از سوی این شرکت، ابتدا حدود ۱۰ سیسی خون از فرد گرفته میشود و نمونه در کیت مخصوص قرار میگیرد. سپس نمونه در دمای حدود ۳۷ درجه سانتیگراد و برای مدت ۶ تا ۱۲ ساعت انکوبه میشود.
در مرحله بعد، نمونه برای مدت حدود پنج دقیقه با دور ۳۰۰۰ سانتریفیوژ شده و در نهایت حدود چهار سیسی سرم حاصل میشود. شرکت همچنین استفاده از فیلتر ۰٫۲ میکرومتر در فرایند آمادهسازی نهایی سرم را توضیح داده است.
یکی از ویژگیهای این روش آن است که برخلاف PRP، هدف نهایی تزریق خود پلاکتهای تغلیظشده نیست؛ بلکه سرمی تهیه میشود که مواد آزادشده در جریان آمادهسازی را در خود دارد.
تفاوت پروتوکین و PRP چیست؟
یکی از موضوعات مهم مطرحشده در مطالب آموزشی زانا بنیادین طب، تفاوت پروتوکین با PRP یا پلاسمای غنی از پلاکت است.
در PRP، هدف اصلی جداسازی و تغلیظ پلاکتهای خون است و فرآورده نهایی حاوی پلاکتهایی است که پس از فعالشدن میتوانند فاکتورهای رشد آزاد کنند.
اما در روش معرفیشده برای پروتوکین، خون طی فرایندی انکوبه و سپس سرم آن جدا میشود. بنابراین محصول نهایی با PRP از نظر ترکیب و روش آمادهسازی یکسان نیست.
زانا بنیادین طب همچنین اعلام کرده است که در پروتوکین از ماده ضدانعقاد خون استفاده نمیشود و سرم نهایی فاقد سلولهای قرمز و سفید و پلاکت است.
این شرکت در اطلاعات فنی خود ادعا میکند که سرم تهیهشده با این روش میتواند دارای میزان بیشتری از IL-1Ra و فاکتورهای رشد نسبت به سرم معمولی و PRP استاندارد باشد؛ از جمله افزایش حدود ۱۷ برابری IL-1Ra نسبت به سرم معمولی و ۸ تا ۱۴ برابر فاکتور رشد بیشتر نسبت به PRP استاندارد. این اعداد، دادههای اعلامشده از سوی تولیدکننده هستند و برای تفسیر بالینی آنها، بهویژه در حوزه ناباروری، باید شواهد مستقل و مطالعات بالینی اختصاصی هر کاربرد نیز در نظر گرفته شود.
پروتوکینتراپی چه ارتباطی با درمان ناباروری دارد؟
درمان ناباروری یک حوزه بسیار پیچیده است و موفقیت بارداری میتواند تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله سن، ذخیره تخمدان، کیفیت تخمک و اسپرم، وضعیت جنین، شرایط حفره رحم، ضخامت و پذیرندگی آندومتر، عوامل هورمونی و برخی اختلالات ایمنی و التهابی قرار گیرد.
بنابراین نمیتوان هیچ روش بازساختی را بهتنهایی «درمان ناباروری» در همه بیماران دانست.
آنچه سبب توجه به پروتوکین و سایر فرآوردههای اتولوگ در این حوزه شده، بیشتر به دو ویژگی بالقوه بازمیگردد:
تنظیم التهاب از طریق عوامل ضدالتهابی و تنظیمکننده سیستم ایمنی و کمک به فرایندهای بازسازی بافتی از طریق فاکتورهای رشد.
این دو مسیر از نظر زیستشناختی میتوانند در مطالعه محیط آندومتر و شرایط لانهگزینی اهمیت داشته باشند. به همین دلیل، روشهای مختلف مبتنی بر خون اتولوگ و پزشکی بازساختی در سالهای اخیر در برخی گروههای خاص بیماران نابارور مورد مطالعه قرار گرفتهاند.
با این حال، باید میان «منطق زیستی امیدوارکننده» و «اثربخشی قطعی بالینی» تفاوت قائل شد.
حتی درباره برخی روشهای ایمنی و فرآوردههای اتولوگ که سابقه پژوهشی بیشتری در IVF دارند، انجمن پزشکی تولیدمثل آمریکا تأکید کرده است که برای بسیاری از این درمانهای کمکی هنوز شواهد کافی برای استفاده روتین در همه بیماران وجود ندارد و انتخاب روش باید بر اساس شرایط بیمار و شواهد علمی انجام شود.
به همین دلیل، پروتوکینتراپی نیز در حوزه ناباروری باید بهعنوان یک رویکرد نوین و در حال بررسی دیده شود و نه جایگزینی برای روشهای استاندارد و اثباتشده درمان ناباروری.
اهمیت شرکت تیم دانامهر در این ورکشاپ
حضور دکتر شهلا دانایی و تیم مرکز درمان ناباروری دانامهر در چنین دورههایی بخشی از فرایند آشنایی و ارزیابی روشهای جدیدی است که در حوزه پزشکی تولیدمثل مطرح میشوند.
پزشکی تولیدمثل در سالهای اخیر با سرعت زیادی در حال تحول است و در کنار روشهای تثبیتشدهای مانند IVF و ICSI، موضوعاتی مانند پزشکی بازساختی، تنظیم محیط آندومتر، بررسی عوامل مؤثر بر لانهگزینی و درمانهای شخصیسازیشده نیز بیش از گذشته مورد مطالعه قرار گرفتهاند.
آشنایی مستقیم پزشکان و اعضای تیم درمان با مبانی علمی، روش آمادهسازی، مکانیسمهای پیشنهادی، محدودیتها و شواهد موجود درباره فناوریهای جدید میتواند به ارزیابی علمیتر کاربرد احتمالی آنها کمک کند.
در مرکز درمان ناباروری دانامهر، بهرهگیری از یک روش جدید صرفاً به دلیل جدیدبودن آن مدنظر نیست؛ بلکه لازم است وضعیت هر بیمار بهصورت اختصاصی بررسی شود و هر اقدام درمانی بر اساس تشخیص، سابقه درمان، شرایط بالینی و شواهد علمی موجود انتخاب شود.
آیا پروتوکین برای همه بیماران نابارور مناسب است؟
خیر.
ناباروری یک بیماری با علت واحد نیست. ممکن است مشکل اصلی مربوط به تخمکگذاری، کاهش ذخیره تخمدان، کیفیت اسپرم، انسداد لولههای رحمی، اندومتریوز، اختلالات رحم، مشکلات ژنتیکی، سن، کیفیت جنین یا عوامل متعدد دیگری باشد.
بنابراین منطقی نیست که یک روش بازساختی برای تمام افراد با مشکل ناباروری توصیه شود.
حتی در مواردی که عواملی مانند آندومتر نازک، شکست مکرر لانهگزینی یا اختلالات مرتبط با محیط رحم مطرح هستند، ابتدا باید ارزیابی تخصصی انجام شده و علل شناختهشده بررسی شوند.
روشهای جدید زمانی ارزشمند خواهند بود که بیمار مناسب، زمان مناسب و اندیکاسیون مناسب برای آنها مشخص باشد.
نگاهی مسئولانه به فناوریهای جدید درمان ناباروری
یکی از مهمترین چالشهای پزشکی مدرن، ایجاد تعادل میان استقبال از نوآوری و پایبندی به پزشکی مبتنی بر شواهد است.
پزشکی بازساختی ظرفیت علمی قابلتوجهی دارد و پژوهش در زمینه فاکتورهای رشد، سیتوکاینها، تنظیم التهاب و بازسازی آندومتر میتواند در آینده مسیرهای تازهای را برای کمک به برخی بیماران نابارور ایجاد کند. مطالعات موجود درباره درمانهای بازساختی آندومتر نیز نتایج امیدوارکنندهای گزارش کردهاند، اما پژوهشگران همچنان بر نیاز به مطالعات کنترلشده و ارزیابی پیامدهایی مانند بارداری بالینی و تولد زنده تأکید دارند.
بنابراین در دانامهر، آشنایی با فناوریهای جدید همزمان با بررسی انتقادی شواهد علمی آنها دنبال میشود.
اطلاعات بیشتر